X
خانه/آثار برگزیده/مقالات

مقالات

استان
عنوان ضرورت بازتعریف حکمرانی توسعه در کشور
نویسنده مقاله ابوالحسن عالی
زمان ارایه مقاله 1400/09/28
نشریه چاپ کننده سایت خبری تحلیلی خلیج فارس
تاریخ ثبت یکشنبه، 28 آذر 1400
ثبت کننده آب و فاضلاب بوشهر
تعداد بازدید 59
امتیاز کاربران Article Rating

ضرورت بازتعریف حکمرانی توسعه در کشور

 

حوزه حکمرانی ومدیریت جامع آب

پژوهشگر : ابوالحسن عالی

سایت خبری تحلیلی خلیج فارس

 

اکولوژی، توسعه پایدار و آب

اکولوژی را کنش میان موجودات زنده و موجودات غیرزنده در یک سرزمین در تناسب با شرایط ویژه جغرافیایی، اقلیمی، زیستی،فرهنگی تعریف می کنند. متداول ترین تعریف توسعه پایدار، تعریفی است که کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه (WCED) سازمان ملل  در سال 1987، ارائه کرد: «توسعه ای که بدون آسیب به توان نسل های آینده برای رفع نیازهای خود، پاسخگوی نیازهای حاضر باشد». از متن تا حاشیه (سیرتاریخی جایگاه آب در سیاستهای توسعه ای ایران)

الف: سیاست های توسعه ایی قبل از نفت:

بررسی سیر تاریخی فرآیند توسعه در ایران و ویژگی‌های دیوانسالاری آن بیانگر نوعی از توسعه است که در متن آن سامانه ها و نظام های مدیریت آب و آبرسانی در مقیاسی گسترده ایفای نقش می کند.

کارل آگوست ویت فوگل جامعه شناس آلمانی در کتابی با عنوان "استبداد شرق" اصطلاح جامعه آب‌سالار و تمدن آب‌سالار را برای کشورهای شرقی‌ مورد مطالعه خود برمی گزیند. وی اصطلاح

آب‌سالار به معنایی که در نظر دارد را متوجه  نقش برجسته حکومت می داند، و توجه ما را به خصلت مدیریت کشاورزی و دیوان‌سالاری کشاورزی  در این تمدن‌ها جلب می‌کند.

به این ترتیب نهادهایی که در مناطق مختلف ایران شکل می گرفتند منبعث از ساختارهای بوم محور و شرایط هیدرولیکی و هیدرولوژیکی هر منطقه بودند به عبارتی حکمرانی عمومی در ایران معلول حکمرانی اکولوژیکی در معنای عام و معنایی خاص تر حکمرانی آب به شمار می رفت.

در این نوع ازحکمرانی آب محور، فرآیند تصمیم گیری و مدیریتی دارای ویژگی های مشارکتی، محلی  و بوم محور بودند، باتوجه به چنین ویژگی هایی بود که سامانه و تاسیسات آبرسانی بستگی به شرایط جغرافیایی خاص هر منطقه با هم تفاوت های اساسی داشتند، به عنوان مثال در مناطق پربارش و دارای رودخانه های پر آب و آبهای سطحی از آب بندها و مکانیسم گردآوری آب باران استفاده می شد یا در دامنه های مشرف به فلات مرکزی با احداث قنات و برداشت از سفره ها آبهای زیرزمینی آب مورد نیاز برای شرب و کشاورزی خود را تامین می کردند. در دامنه های کوهستانی با احداث گور آبها و گردآوری و هدایت آب باران به چاههای حفر شده درپای کوه (مانند سیراف) اقدام به ذخیره سازی و استفاده از آب می نمودند.

مورخان و پژوهشگران، تاریخ آب و آبیاری در ایران را حدود پنج هزار سال قبل و تاریخ مستند قنات در ایران را در حدود 3400 سال قبل عنوان می کنند. بنابر نوشته های معتبر تاریخ کهن ایران، نخستین پادشاهان ایران کیومرث و هوشنگ بودند که در دوران زمامداری خود شیوه های آبیاری کشت آبی و... را به مردم آموختند. پس از آنها منوچهر پیشدادی در 3400 سال قبل در قلمرو خود به احداث قنات ها و حفر چاه و توسعه کشاورزی آبی همت گماشت. زیگورات چغازنبیل، بنای تاریخی چهارونیم هکتاری کنگاور موسوم به معبد آناهیتا، معبد آناهیتا در بیشاپور، آبشارهای شوشتر، تخت سلیمان در  چهل کیلومتری شهر تکاب آذربایجان غربی در قرون نهم و هشتم پیش از میلاد از مهمترین تاسیسات و سازه های آبی احداث شده در ایران قبل از اسلام بوده اند. همچنین در دوران امپراطوری هخامنشی سد سازی واحداث بند در ایران شروع وگسترش یافت.

اشغال فلات ایران از سوی مادها و پارس ها با ایجاد شهرهای باشکوه همراه شد. اکباتان، پاسارگاد پایتخت قدیمی امپراطوری ماد که از سوی کورش دوم بنیان نهاده شد. تخت جمشید که از سوی داریوش اول در نزدیکی پاسارگاد برپاشد و شهر ری، تمامی این شهرها به یاری قنات توانستند به حیات خود ادامه دهند، چون توسعه شهرها به احداث قنات بستگی داشت. این مهم جز از طریق آبادسازی همزمان شهرها و زمین های کشاورزی امکان پذیر نبود. کاری که به نیروی کاری فراوان نیاز داشت و این نیروی کار باید تغذیه می شد و به دنبال آن توسعه کشاورزی را به دنبال داشت و اشتغال بیشتری ایجاد می گردید. به این ترتیب می بینیم که قناتها زیربنای فنی (استحصال آب)، اقتصادی (بدون آب کشاورزی میسر نیست)، جمعیتی (جذب و اسکان جمعیت) و در نهایت پایگاهی برای استقرار و توسعه امپراطوری هخامنشی بوده اند.قناتها برشکل رژیم سیاسی تاثیر گذاشته اند. لذا با توجه به اهمیت آب نظارت موثر برآن وجود یک سازمان و یک قدرت قوی و متمرکز که قادر براعمال سیاست آب باشد را ضروری می ساخته است.

در دوره معاصر یعنی از دوران قاجار نقشی که قنات ها و آبهادر قدرت سیاسی ایفا کردند اهمیت بنیادین دارد. اولین آن تاثیر بر انتخاب پایتخت کشور یعنی شهر تهران بوده است. تهران با توجه به اهمیتی که از ناحیه حکومت به قناتها داده شد توانست با توسعه و احداث باغهای بی شمار و خیابانهای مشجر بصورت پایتخت درآید.البته این تنها به تهران محدود نمی شد و در شهر تبریز نیز همین رویه حاکم بوده است. فرآیند توسعه و ساختار سیاسی در کشورمان در سیری چند هزارساله با محور و مبنا قراردادن آب و زیست بوم بخوبی مسیر تاریخی خود را پیموده وشکوفایی سیاسی واقتصادی را برای ساکنان فلات و قلمرو ایران به ارمغان می آورد. گرچه دربرهه هایی نیز فرودهای تاریخی وسیاسی داشته ایم و گرچه شکل ساختار سیاسی را تغییر داده، اما محوریت آب وبوم محوری آن تغییری نمی کند.  

ب:سیاست های توسعه ای با محوریت نفت

با کشف واستخراج نفت در اواخر دوره قاجار و پیدا شدن منبع درآمدی غیر از مالیات و خراج از مالکان و زمین داران و کشاورزان برای دولت، کم کم سیال دیگری به نام نفت عرصه را بر سیال اولی یعنی آب در ادبیات توسعه ای تنگ نمود. منبعی درآمدی که بدلیل سهل الوصول بودن و ارزش روزافزون آن در جهان درحال توسعه، خیلی سریع جایگزین آب به عنوان نیروی پیشران و محور توسعه قرار داده شد. در این نوع توسعه که اطلاق توسعه فیزیکی برازنده آن هست، به دلیل ویژگی های حکمرانی عمومی در ایران و ویژگی های اقتصادی نفت خیلی سریع شاخص های زیست محیطی و بوم محوری فراموش شد.

درپی چنین سیاست های توسعه ای بود که اقداماتی چون تخت قاپو کردن عشایر و قبایل بزرگ، گسترش سازمان ها ونهادهای دولتی بصورتی متمرکز، تاسیس و احداث مراکزآموزش عالی دولتی ، اصلاحات ارضی، تدوین قوانین و برنامه های بلند مدت توسعه ای نفت محور و تدوین قوانین ملی نمودن منابع طبیعی و نفت در ایران انجام گرفت. سیاست های نفت محور ناسازگار با شاخص های زیست محیطی و توسعه پایدار پس از افزایش ناگهانی بهای نفت در اوایل دهه پنجاه با سرعتی سرسام آور مسیر خود رابه سمت نامساعد نمودن و نابودی شرایط مساعد زیستی و اکولوژیکی کشور طی نمود. مصرف زدگی، گسترش بی ضابطه شهرنشینی، درپیش گرفتن سیاست های نادرست غذایی و کشاورزی، نداشتن برنامه ریزی فضایی وتوسعه شهری زیست محور، نادیده گرفتن ارزیابی های زیست محیطی لازم قبل ازشروع پروژه های عمرانی بزرگ، گسترش صنایع ناسازگار با زیست بوم مناطق، نابودی منابع طبیعی و جنگل ها ومراتع و تالابها و دریاچه ها در پی دستبردن در چرخه هیدرولوژیک مناطق از طریق نگرش صرفا سازه ای به مدیریت منابع آبی ازپیامدهای توسعه صرفا فیزیکی مبتنی براقتصاد نفتی بوده است.

امروز کشورما نیازمند پیاده سازی و اصلاح فوری و بی درنگ حکمرانی زیست محیطی خوب و موثراست. نقطه آغازین استقرار یک حکمرانی خوب زیست محیطی، استقرار حکمرانی آب بصورتی موثر و شایسته است. اگر در حدود بیست سال پیش بخش بزرگی از سرزمین سیستان با مشکلات عظیمی ناشی ازخشک شدن تالاب هامون و ریزگردهای آن دست و پنجه نرم می کرد، و اگر یک دهه پیش ناقوس این خطر در بخش های جنوب غرب کشور چون خوزستان به صدا درآمده بود، امروز ریزگردها و انواع پیوست های آسیب زای آن در مناطق مرکزی کشور چون اصفهان و فارس و تهران مشاهده می شود. امروز تالاب هایی چون بختگان و جازموریان در جنوب، تالاب و دریاچه ارومیه در شمال غرب، تالاب و دریاچه هامون در شرق، گاوخونی در مرکز، تالاب دریاچه نمک در کنار پایتخت و تالاب شادگان و هورالعظیم در خوزستان و حوضه کرخه که روزگاری فرصت اشتغال، نعمات، رزق، آبادانی و عمران در کشور به شمار می رفتند، بدلیل ساختار حکمرانی نفتی در کشور تبدیل به تهدیدهای عمده و بمب های ساعتی شده اند که اگرخیلی سریع، فوری و بلادرنگ خنثی نشوند، هرکدام از این بمب ها ستونی از ستونهای خیمه چندین هزار ساله این مملکت را فروخواهند ریخت.

چرا بازتعریف محورهای حکمرانی توسعه درکشور ضرورت دارد

از کوزه همان برون تراود که دراوست

علی رغم اینکه بیش از هشتاد درصد وسعت و جغرافیای کشور ما را مناطق خشک و نیمه خشک تشکیل می دهد و واژه بحران آب و کم آبی به کرات از زبان مدیران و مردم کشور شنیده می شود، اما معضلات زیست محیطی، آب و کمبود آن هنوز به پارادایم فکری در کشورمان وارد نشده، انگاره ذهنی مردم و مدیران نسبت به موضوع آب، در دسترس بودن همیشگی آن و عدم اهمیت به ابعاد اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی آن است.

به عنوان مثال در گزارشی که مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری تهیه کرده، بحران آب و پیامدهای آن در ردیف دوم یکصد مساله کشور درج شده و در سرفصل برنامه ششم توسعه نیز در ردیف پنج اولویت به چشم می خورد. اما در متن برنامه ششم به محیط زیست و آب به عنوان روح برنامه توسعه ای نگریسته نشده است و اثری از اصلاحات بنیادین به چشم نمی خورد، چرا که آب مهمترین و محوری ترین منبع زیست محیطی به شمار می رود و نمی توان عدالت زیست محیطی را با رویکردهای صرفا مهندسی و سازه ای برقرار ساخت. قریب به نیم قرن است که دنیا تغییر مسیر خود را به سمت رویکردهای غیر سازه ای آغاز کرده است. از مبانی این رویکرد تغییر پارادایم فکری مردم بوده است، پارادایمی که محیط زیست و آب را عناصری چند بعدی، اصلاحات آنها را تدریجی و مدیریتشان را یکپارچه بداند.

در پایان باید اضافه  کرد که معضلات زیست محیطی تنها سد و مانع  پیش روی توسعه نفت محور به شمار نمی رود، بلکه ندیدن شاخصهای توسعه پایدار، معضلات پنهان و پیدای فراوانی دیگری چون گسترش بیکاری و فقر و مهاجرت ها، سونامی بیکاری، گسترش حاشیه نشینی در شهرهای بزرگ و گسترش جرم و جنایت و بزه، کاهش امنیت غذایی، ازبین رفتن تنوع زیستی گیاهی و جانوری، تعطیلی و رکود صنعتی و دهها معضل ریز ودرشت دیگر درپی خواهد داشت. از این رو باید دست از مدیریت واکنشی و منفعلانه برداشت و تا دیر نشده است وبه شرایط بی بازگشتی نرسیده ایم، معضلات زیست محیطی پیش روی کشور را بصورتی جدی و اساسی کنترل و مدیریت نمود.

ثبت امتیاز
نظر جدید

Website